X
تبلیغات
رایتل

آقا طیب

اینجا فکرهای بلندم را می نویسم


این فیلم بی پولی را خیلی دوست دارم.علیرقم ضعف ها و کللن فضایی بودنش اما شرایطش را درک می کنم.این روزها.سه تا ماشین جلوی در خانه پارک کرده ام .امروز هم چهارمی را نیاوردم.اما ته حسابم پنجاه و سه تومن پول هست و به هزار نفر بدهکارم.تمام روز را هم جواب تلفن مامور بیمه را ندادم که 260 تومن پول طلب میکند.شرایط خنده دار و باهالی می باشد.دیروز توی پارک بلند بلند آواز می خواندم (من توی پارک کار می کنم) دوستم گفت داری دیوانه می شوی.خلاصه که زاپاس 206 مظنه چند است قول داده ام پنج شنبه برای همسرم روسری هدیه بگیرم.

پی نوشت :اون دوتا مست چشات ،داره خوابم می کنه/ذره ذره اون نگات داره آبم می کنه
دیالوگ : همه فهمیدن من بی پولم؟ به لاستیکیِ پسرِ نداشتم که فهمیدن بی پولم.

تاریخ ارسال: جمعه 24 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 11:12 ب.ظ | نویسنده: مسعود | چاپ مطلب 11 نظر